السيد هاشم الناجي الموسوي الجزائري ( مترجم : مؤلف )
30
همسران رحمت شده و همسران نفرين شده ( فارسى )
بخش سوّم : نكوهش تجرّد و ترك ازدواج پس از طلاق و جدايى از همسر « 1 »
--> ( 1 ) بعضى از افراد پس از طلاق و جدايى از همسر ازدواج نمىكنند و از اين امر خوددارى مىنمايند . امتناع اين گونه افراد از ازدواج مجدّد - بر حسب روحيات آنها و انگيزهء طلاق و جدائيشان از همسر - مىتواند اسباب و علل متفاوتى داشته باشد كه بعنوان نمونه موارد را ذكر مىكنيم : 1 - احساس يأس و نااميدى پس از طلاق و جدائى . 2 - احساس شكست و ناكامى . 3 - عيب دانستن ازدواج پس از طلاق در عرف بعضى از خانوادهها . 4 - ممانعت و يا مخالفت بعضى از افراد خانواده نسبت به ازدواج مجدّد . 5 - ترس و واهمه از حرف و سخن و هياهوى مردم . 6 - تنفّر پيدا كردن از جنس مخالف پس از طلاق و جدايى از او . 7 - ترس از اينكه ازدواج مجدّد نيز به طلاق و جدايى منجر گردد . 8 - اميد به بازگشت همسر سابق و ادامهء زندگى مشترك با او . 9 - اعلام وفادارى به همسر جدا شده . 10 - ترس از احتمال بروز مشكلات با ازدواج مجدّد بخاطر وجود فرزند از همسر سابق . بايد به اين گونه افراد يادآورى نمود كه انسان با ايمان - در دنيا - در معرض امتحانات الهى واقع مىگردد . و اين امور مىتواند مصداقى براى اين گونه امتحانات باشد . در هر صورت لازم است انسان با ايمان به وظيفه و تكليفى كه شرع مطهّر براى او تعيين كرده است عمل نمايد . و با توكّل به خداوند متعال و تضرّع و دعا به درگاه ربوبى عزّ و جلّ و توسّل به اهل بيت عصمت و طهارت عليهم السلام و با اميد به آيندهاى بهتر و روشنتر اقدام به ازدواج نموده و به زندگى عادى و متعارف خويش ادامه دهد . و در يك كلام بايد گفت : لازم است كه به تكليف و وظيفه عمل نمود . و دستيابى به نتيجهء دلخواه و رسيدن به كمال مطلوب در اختيار انسان نمىباشد . و يادآورى اين نكته نيز ضرورى به نظر مىرسد كه ممكن است بعضى از افراد بخاطر جهالت و يا لجبازى و يا طمعورزى و يا كفران نعمت و يا تخطّى كردن از دستور شرع و تبعيت نمودن از هواى نفس . زندگى مشترك با همسر شايستهء خود را به طلاق و جدائى كشاندهاند . در اين صورت اين گونه افراد بايد بدانند مشكلاتى را كه دچار آن گشته و با آن روبرو شدهاند در حقيقت سزاى اعمال ناشايستى است كه گريبانگير آنها شده است .